komijanbaba , باباتقي مردي از كميجان

سه‌شنبه ۱ مهر ،۱۳۸٢

گنجشک مشهدی

آزاد نمودن گنجشگها

يكبار هم براي زيارت به مشهد مقدس مشرف شده بود و در آنجا ديده بود كه مردي دستفروش يك قفس در كنار خيابان گذاشته كه پر از گنجشك است ، كمي از دور او را نگاه كرده بود و ديده بود كه بعضي از مردم با دادن پول گنجشكي را از آن مرد خريده و پس از گرفتن آن را در هوا پرواز ميدهند و گنجشك كه از قفس خلاص شده مثل تير از كمان رها شده به پرواز در ميآيد .

آرام آرام به مرد دستفروش نزديك شده بود و از او پرسيده بود كه :

ـ عمو ، تو چي ميفروشي ؟ 

ـ گنجشك ميفروشم عمو

ـ دانه اي چند ميفروشي ؟

ـ دانه اي 5 ريال

پدربزرگم پنج ريال داده و يك گنجشك خريده بود و به محض اينكه گنجشك را در دستانش گرفته بود ، با يك چرخش دست راست كلة آن پرنده را كنده و بر زمين انداخته بود ، مرد پرنده فروش كه از اين عمل او تعجب كرده بود ، با عصبانيت پرسيده بود :

ـ چرا همچين ميكني مرد حسابي ؟

ـ مگه چطور شده ؟ خب دارم گنجشكم را مي كشم .

ـ چرا ميكشي حيوان زبان بسته را ؟ نميگي گناه داره ؟

ـ مگه بقية مردم چيكار ميكنن ؟

ـ مردم پرنده را مي خرند و از قفس در آورده در راه خدا آزاد مي كنند ، تو پرنده را ميكشي .

 ـ لابد مردم باغ ندارند ، اگر آنها هم مثل من از دست اين پرنده ها بجان آمده بودند ، آنها هم همينكار را ميكردند ،  دعا كن كه من پول كافي ندارم ، اگر پولم زياد بود همة اين گنجشكها را مي خريدم و سر همه را ميكندم .

يا ضامن آهو.

Mohammad Komijani
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

صفحات دوستان


فرزندان كميجان

چؤگور

كميجان خبر

كميجان 1

چرگزي كميجان

عاقبت به خير

درباره نويسنده

شعر كميجان

هنر كميجان

حاج رضوان

دائرةالمعارف کميجان



انساب كميجان

ايلهاي برچلو و بزچلو

تاريخ و جغرافياي كميجان

تعزيه خواني در كميجان

داداشعلی كلوانی

شهداي كميجان

عراقي - شاعر كميجان

فرهنگ و آداب كميجان

گؤللر و قوش دره

مشهدي تقي جاويد

نامداران كميجان

درباره نويسنده

1 كميجان

تصاوير کميجان



Komijan2002

Komijan View

Komijan Home Pages


GeoCities

IranSeek

Ryze

WebSpawner

سايتهاي مرتبط با بورچالي



روزنامه نويد آذربايجان

(بورچاليهاي (نقده

بورچاليهاي گرجستان

قالي بورچالو

موسيقي بورچالي


آمار بازديد



پرشين‌بلاگ