دانشجو

اعتصابهاي دانشجويي<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

وقتي كه من در دانشگاه بودم و درس ميخواندم و گاهي ما اعتصاب كرده و كلاسها را تعطيل ميكرديم و وقتي بابا بزرگ ماجرا را مي فهميد بشدت مخالفت ميكرد و ميگفت شما قدر نعمت ها را نميدانيد ، معلومه كسي كه از كوره دهات برود تهران و توي بهترين دانشگاه درس بخواند و در بهترين محلة تهران دركوي دانشگاه اتاق داشته باشد و در كمال راحتي بخوابد و از سرما و گرما و گرسنگي خبري نداشته باشد و چلوگباب هر پرس 15 ريال بخورد ، بايد هم هار بشود و شلوغ كند و اعتصاب راه بيندازد .

او از جمله كساني بود كه دوران قحطي و ناامني و  نابسامانيهاي دوران اواخر قاجاريه و سالهاي 5 تومن را تجربه كرده و اشغال كشور توسط روسها و انگليسي ها و سقوط رضاشاه را ديده بود و تمامي فراز و نشيب هاي سياسي و تاريخي دوران حكومت محمدرضاشاه را هم در حد اطلاعات محدود دهاتي اش ملاحظه كرده بود ، و لذا ميگفت كه اگر شماها يك روز از روزهاي دوران قحطي آن زمانها را ديده بوديد ، هرگز دست از پا خطا نميكرديد و دنبال انقلاب و تغيير رژيم نمي رفتيد .

راست می گفتا !

/ 0 نظر / 6 بازدید