گوشمالی

آموزش عملي <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در جريان كوزه گري يكي از اقلام توليدي كارگاه ديگ هاي سفالي بود كه به اصطلاح به آن چولمك مي گفتند .

چولمك را هم مثل كوزه بر روي چرخ كوزه گري مي ساختند و سپس كف آنرا از روي چرخ بريده و برميداشتند و در جايي مي نهادند تا كمي خودش را بگيرد .

پس از اينكه چولمك ها كمي سفت و خشك مي شدند ، استادكاري مي آمد و با زدن لبه هاي زيرين آن با يك قاشقك ، آنها را بهم رسانده و براي چولمك كف سازي ميكرد و اين كف را چنان با مهارت ميساختند كه با بقية قسمتهاي آن يكپارچه مي شد .

مزد استادكار را دانه اي حساب ميكردند و روزي يكي از استادكارها ادعا كرده بود كه اگر من نباشم و كف اين ديگها را نسازم ، شما همه تان به هيچ دردي نميخوريد و بيكار مي مانيد .

هرچه پدربزرگ او را نصيحت كرده و گفته بود كه باباجان ، كار يك جريان زنجيروار و پيوسته بهمديگر است و وقتي عدة زيادي با همديگر همكاري و ياري بكنند ، يك جنس ساخته و پرداخته و بدردبخور ميشود ، او از روي خودخواهي و منيت ، هي منم منم كرده و ادعاهاي زيادي كرده بود .

روز بعد وقتي زمان گل درست كردن شده بود ، پدربزرگ يواشكي به گل ساز گفته بود كه تمام گل را مخصوص كوزه درست بكند و با آن گل تا غروب يك كوره كوزه درست كرده بود .

وقتي بعد ازظهر آن استاد كف ساز آمده بود و ديده بود كه حتي يك ديگ هم براي نمونه وجود ندارد تا او كف آنرا بسازد ، با ناراحتي رو به پدربزرگم مشهدي تقي كوزه گر كرده و گفته بود :

 - پس چرا همه اش كوزه زده اي ؟فكر مزد من بدبخت نكردي ؟

 پدربزرگم در جوابش گفته بود :

- مگر تو نميگفتي كه كار بقية افراد مهم نيست ، و بدون وجود تو كار كارگاه لنگ مي ماند ؟ حالا توهم بنشين و ديوار روبرويت را بكوب ، امروز را بدون مزد مي ماني تا بفهمي كه همه كار با همكاري انجام ميشود نه با منم منم گفتن .

آنان که به جاه و مال خود می نازند

وقتش که رسيد هر دو را می بازند .

/ 0 نظر / 6 بازدید