هليکوپتر

چرخه بالون <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در زمان كودكي ام بياد دارم كه يك روز در حياط منزل پدربزرگم بوديم كه يكباره صداي غريب كوپ كوپي شنيده شد و وقتي به آسمان نگاه كرديم ، يك پرندة فولادي سياهي را ديديم كه از سمت شرق به سمت غرب پرواز ميكرد .

 من كه شاهد پرواز آن پرنده بودم با فرياد ديگران را خبر كرده و ميگفتم :

-       چرخه بالون ، چرخه بالون .

همة اهل خانه از توي اتاقها بيرون آمده و با سرك كشيدن مؤفق بديدن هليكوپتر شده بودند .

ولي اكبر كه سرش ببازي كردن گرم بود ، تا بخودش بجنبد ، هليكوپتر از نظرها دور شد و وقتي كه او موفق بديدن آن نشد ، چنان شور ولوله اي بپا كرد كه پدر بزرگ مجبور شد او را بدوش گرفته و به بالاي پشت بام ببرد ، ولي در اين فاصله ديگر حتي سياهي هليكوپتر هم ديده نمي شد .

آنروز ها يكي از افتخارات من به اكبر اين بود كه من چرخه بالون را ديده بودم .

امروز تعجب ميكنم كه نام هليكوپتر چطور آن زمان هم چرخه بالون بود و الان بعد از 45 سال بازهم فرهنگستان همين نام چرخبال را براي هليكوپتر پيشنهاد كرده است ؟

از کرامات شيخ ما چه عجب !

پنجه را باز کرد و گفت وجب !

 

/ 0 نظر / 10 بازدید